نگاه امروز

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

عناصر"زبان، فرم و زاویه ی دید در"جهان داستان" مانند هارمونی " آکاردها " درنواختن همزمان چندین نت است. درمتون کلاسیک وادبیات بومی با خواستگاه چپ سنتی ، این هماهنگی(هارمونی) ساده ، رو وعیان وهندسی شده ، تک قرائتی وزمان خطی است .اما در ادبیات مدرن وپسا مدرن ممکن است چند پاره گی، متکثروچند معنائی ، عدم قرینه سازی، فاقد سلسله مراتب ، کولاژگونه
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 14:36
برچسب‌ها :
نقد و دانش آکادمیک دانش آکادمیک برای نقد اگرچه ازضروریت یک منتقد حرفه ای است اماازآنجاکه هنربرخواسته ازانفعال هنرمند ازتجربه ی پیرامون اش آغازمیشود ، کمتر می توان آن را درچارچوب خشک قواعد و منطق علت ومعلولی محصورکرد . به عبارت دیگر، فعل هنرمند برخواسته ازانفعال اوست . ازآنجا که این فعل وانفعال درتخیل وعاطفه واحساس شکل می گیرد ، درلحظه ای برق آسا و یا هیجان د
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 11:51
برچسب‌ها :
نیما  دریک نگاه درانقلاب هنری نیما چه اتفاقی افتاد ؟ درقرن چهارم هجری ، به علت های گوناگون ، عرصه برموسیقی تنگ وتنگ ترشد تا تقریبا به حالت کما رفت . اهالی موسیقی وهنربرای حفظ آنچه مانده بود آن را به درون شعرمنتقل کردند . به صورتی که تمامی موسیقی موجود ، به درون شعرنقل مکان کرد وجزء غیرقابل تفکیک شعروکلام شد وبه حالتی درآمد که اگرشعری وزن ، ترنم ،
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 3:58
برچسب‌ها :
سخنی با اهالی فلسفه        یادعوت به کانون نقدهنروادبیات نوین ایران ، ازجنبش مشروطه به بعد را ، اگربه مثابه ی تجدد وشروع عصرروشنگری درایران وآغازقانون گرائی،تفکیک قوا،آموزش همگانی، تشکیل پارلمانو ورود به عصرمدرنیته بدانیم که پیش فرض ما چنین است، تقریبا ازمرزصد سالگی گذشته است . اما علی رغم آفرینش وتولید آثاربا کیفیت درتمامی
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 3:58
برچسب‌ها :
زبان به مثابه ی هدفزبان شعر و ادبیات ، زبان تداعی کننده است که گاه ممکن است ارجاع بیرونی و یا دیگرگاه ، ارجاع درونی داشته باشد.  ممکن است که ازکنارهم نشستن دو موضوع ظاهرا بی ربط ، متضاد ، غیرهم سو، امرسومی حادث شود .این مهم شاید حاصل دو جمله یا دو کلمه باشد . درشعروادبیاتِ بیانی و یا گفتاری تمام بارمقصد ،مفهوم ، اندیشه ،عاطفه و موسیقی بردوش کلام و زبان
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 3:58
برچسب‌ها :
تخیل ِهنر- هنر ِتخیلشرایط ،انگیزه ، محل تولید و آفرینش آثارهنری چیست ؟ این سوال اگر چه ابتدائی وازبدیهیات ادبیات وهنراست اما چون دربرخورد با آثارهنری ، انتظارها ، گوناگون ومتفاوت است .  گروه های اجتماعی هرکدام چه توسط منتقدین خود و چه با واسطه ی انجمن ها ،احزاب و محافل دانشگاهی و دولت ها ، درآثارهنری دنبال کارکرد اجتماعی آن هستند، همین نگاه محل مناقشه است . چیزی که ، به شدت هنرباید ازآن پرهیزکند . اما بنا براصل برداشت آزاد اندیشه ، هرفرد یا گروهی ازهرمقوله ای ، ازجمله هنر، حق دارد و منکر وجودی هم آن نمی توان شد ، که نظر گاه خاص خود را داشته باشد . ولی در مقابل این برداشت و دریافت ، دیدگاه دیگری هم وجود دارد . برای تعریف نظرگاه های مختلف ، نیازمند تعریف هنر وچیستی آن به صورتی هستیم که همه ی گروه ها و نظرگاه ها درکلیات را پوشش دهد . یک سوال مهم . آیا این امر شدنی ست ؟ آیا یک تعریف کامل و جامع که اجماع همه روی آن باشد ، وجود دارد ؟ شاید . شاید پاسخ آن به این سادگی هم نباشد . اما به نظرمیرسد همه درمورد منبع و تولید و آفرینش هنر، دریک مورد ، کم وبیش اتفاق نظر داشته باشند و آن این است که تمامی هنرها ، درپروسه ی آفرینش خود، از یک اصل پیروی میکند و آن تخیل است که همزاد و همراه قوه ی عاقل  بشرفعال وتمایز او با دیگرموجودات است . پس میشود پیش فرض گرفت که درمورد تخیل ِهنرمند ، کمترکس
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 1:47
برچسب‌ها :
نوشته ی: ع. ق. منصور« ضمیرزبان (2)قواعد دستورزبان، ضمن اشاره به چگونگی شکل گیری واحد گفتاریعنی « جمله »،  خواسته یا نا خواسته آشکارمی سازند که درواقع وعملا"، دست اندرکارنشان دادن « بازتولید » روند منعکس شده ی تعامل زنده ی عوامل فاقد زبان ناخودآگاه با محیط درکارکرد مغز، بوسیله ی« ذهن آگاه » انسانها هستند که درقالب سخنگویی ابرازمی شود ..واین به آنمعنا نیزهست که این « ذهن آگاه » درفقدان انعکاس آن تعامل زنده ی عوامل ناخودآگاه با محیط درکارکرد مغز، چیزی برای « بازتولید »، وبعبارت دیگرچیزی برای گفتن ندارد..ودرست به همین دلیل است که همین قواعد دستورزبان، همواره براین اصل محوری وتعیین کننده تأکید دارند که درفقدان « فعل » ( نماینده ی تعامل عوامل فاقد ربان ناخودآگاه با محیط )، ساختمان هیچ « جمله » ای پایدارنمانده وفرومی ریزد..این قواعد چنانکه پیش ازاین نیزگفته شد، ضمن اشاره به « صیغه » یا « ساخت » فعل، درواقع  نمودار« بازتولید » شده ی روشنی ازساختار زنده ودائما"جاریِ تعامل عوامل بی زبان ناخودآگاه با محیط که درکارکرد مغزمنعکس می شوند را به نمایش می گذارند: « صیغه یا ساخت فعل صورتی ازکلمه است که ازروی آن شخص وزمان فعل را می توان دریافت..هرفعلی برای آنکه برزمانهای مختلف وشخصهای مختلف دلالت کند صورتهای گوناگون می پذیرد. کلمات : آمدم. می آیم. خواهی آمد. آمده بودیم.
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 1:24
برچسب‌ها :
معنا گریزی درشعرو داستانمعنا گریزی به بهانه ی طرد معنای یگانه یا پیام ویژه درشعر و داستان ، تازگی ندارد . از زمان شروع نوعی ادبیات پوچی وهیچی بعد ازجنگ دوم جهانی و رواج فرم گرائی محض ، این نوع از ادبیات وجود داشته اما جریان غالب ومسلط نبوده است . این مهم ، محصول شکست کارکرد اجتماعی ادبیات متعهد و آرمانگرایانه ، با خاصگاه ملی ، بویژه چپ سنتی است . به عبارت دیگراین اندیشه امتداد همان تک قرائتی وقطعیت محض ازمتن وحاصل تفکرصفرویک است . اینکه معنا گریزی با ضد مفهوم گرائی از یک نسخ هستند جای بحث وبا اندکی زاویه ، محل تردید است اما ظاهرا همه جا به صورت معنای یکسان به کارمیرود. معنا باختگی هم گفته اند . یک سوال اساسی ؛ معنا گریزی ازچی ؟ ازشعر؟ داستان ؟ مگرقراراست ما موضوعی تاریخی یا علمی یا تحقیقاتی یا معادلات ریاضی بنویسیم که نیاز به معنا یا نتیجه داشته باشیم ؟ معنا گریزترین متون همانا با معنا ترین متون هستند ازچند منظر . متن متن است یا خواننده دارد یا نه . یا به خواننده لذت دهد یا خیر یا ادبیات اقلیت است یا طیف وسیعی را جلب میکند یا نه . ادبیات به صورت عام درسرشت وذات خود ، چون ازصافی وچشمه ی تخیل ،عاطفه  احساس ،کلمه ، زیبائی و جهانی غیراز جهان موجود ، سیراب میشود ، درمسیروبسترتعالی خویش با مفاهیم واقعی از قبیل طبیعت ، دریا ، آسمان ، کوه ، جنگل و موجودات ، بویژه انسان ، کنش ها ، دریافت ها
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 6:20
برچسب‌ها :
هنر و اصل تفاوت برای ادبیات وهنرچه وظیفه ای متصور است ؟ آیا می توان برای تخیل شرایط  ویژه ای قائل شد ؟ جواب قطعا منفی است . اما وقتی این تخیل قراراست به هنرتبدیل شود البته که درعین بی آدابی ، آدابی دارد که همان لذت ، مقبولی مخاطب ، زیبائی وظرافت هنری است . هرانسانی که دراین نشئه ی حیات پا به هستی می گذارد تا به قول شاملو" پلاس برچیند " صاحب تخیل است . این تخیل دراندکی تبدیل به شیء هنری یا اثرهنری میشود ودراختیاردیگران قرارمی گیرد . هراثردرزمان آفرینش وتالیف اگردراختیارعموم قرارگیرد لاجرم مورد بازدید، مشاهده ، مطالعه وقضاوت نیز قرارخواهد گرفت . این قضاوت خود سرفصلی مهم به نام نقد زیباشناختی هنری پدیدآورد که رشته و کرسی دانشگاهی را به خود اختصاص داد . امروز نه تنها مورد نکوهش وتشکیک نیست بلکه فراترازآن خواننده گان وبینده گان آثارهنری،خود دارای رای ونقد ونظرگاه منحصربه فرد میشوند که برای صاحب اثرراه گشاست .  ازاین حوزه ی نقد ، نظرگاه های مختلف وگاها متضاد پدیدآمد اما این دیدگاه ها ونظرگاه ها بعضا اصلاح ولحظاتی نیزبه نکات مشترکی دست یافتند که برای خوانندگان متعارف وحرفه ای وفرهیخته دستاورد بزرگی محسوب می شود . نقد نظری درسیرتکاملی خویش با مباحث زیادی لاینحل ازقبیل فرم ومحتوا ، لفظ ومعنا ، بی معنائی وهزارمعنائی ، معنا گریزی ومعنا ستیزی، معناگرائی، آشنازدائی ، فرم گرائی ، پایان بازوحذف ج
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 20:44
برچسب‌ها :
دوستی از بوشهر تماس گرفت از"تاریک ماه " گفت . گفتم خوانده ام وچیزی نوشته ام ودرنقد چهارشنبه خوانده ام . طالب آن شد .یاداشتی برکتاب" تاریکِ ماه" نوشته : منصورعلیمرادی: نشر روزنه این گغتاردربیست وهفتمین نشست ازسلسله جلسات نقد چهارشنبه قرائت شد."خون برادر را از برادرمی گیرند .مرسوم منطقه است ". دختر به جای خون بست . میراثی شوم ، از باستان درد، درکوه و بیابان وصحرا . رسم منطقه و قبیله و طایفه وجهان عرفی ایلات است . داستان بلند " تاریک ماه "علیمرادی این گونه آغازمیشود . راوی دردامِ تارعنکبوت تنیده ی، نقلی خویش  است. میرجان،حالا شیفته ی روایت است. او برخلاف "شهرزاد" که روایت می کند تا مرگ را به تاخیر بیندازد ، میرجان به پیشواز مرگ می رود بی آنکه بخواهد . آیا علیمرادی آشنازدائی کرده ؟ شاید . آیا راوی فربه و شیرین زبان، بازی مرگ - روایت – مرگ را، آگاهانه انتخاب می کند ؟ جای تردید است. متن درسه سطح با ضمیریکسان روایت میشود . واگویه با خود،با گراناز،هانی غایب وخورشید میزبان و حاضر. خواننده با پردازش شنیداری این سه سطح ، پی به هویت میرجان وایل و تباراو میبرد . درحقیقت با این سه سطح میرجان ساخته میشود . میرجان،دراین سه واگویه نیل به زندگی ، شیدائی و عشق دارد . عشقی درچهار سلسله .آهو، گراناز،هانی و زندگی . اولی توسط مار جوانمرگ میشود . گراناز دررسم منطقه – خون بست- به تاراج می رود . هانی صاحب د
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 20:44
برچسب‌ها :