از نگاه دیگر با فیلم "فروشنده "

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

ازنگاه دیگر

نقد فیلم "فروشنده " : عباس عوضی

آیا فیلم "فروشنده" فیلم خوبی ست ؟ فیلم فروشنده افشا کننده تزلزل دربنیاد "روابط انسانها  و خانواده های جامعه معاصر" است .اصغر فرهادی کارگردان فیلم فروشنده  درمصاحبه با ماهنامه "فیلم" مهر ماه  95 به  شماره 514 چنین میگوید : "آنچه برایم مهم است این است که به موضوع حریم های خصوصی در کنار تم های دیگر اهمیت داده شود  .زنی که در تاکسی  می‌نشیند حریم خصوصی برای خودش قائل است و نمی خواهد کسی به او نزدیک شود .کسی که موبایل دارد دوست ندارد کسی به حریم خصوصی اش نزدیک شود .این که حریم خصوصی چه جایگاهی در زندگی امروز ما دارد یکی از نکته هایی است که برایم اهمیت زیادی دارد ،مخصوصا در جامعه ما که ورود به حریم خصوصی دیگران ،قبحی به آن اندازه ای که باید داشته باشد ،ندارد . گاهی با کلام و گاهی با رفتار ،مخصوصا با اضافه شدن فضای مجازی ،حس نمی کنیم ورود به حریم خصوصی دیگران چه تبعات زیان باری میتواند داشته باشد ."ورود شخصی ناشناس به قصد سوء به حمام   ،ابعاد تکان دهنده وهولناک  وپیامد روحی وروانی  این ماجرا ،حرفهای همسایه ها وتحلیل آنها از ماجرا وتاثیر این صحبتها بر روی عماد ،ورابطه رعنا وعماد که بعد ازین ماجرا دیگر مثل گذشته نمیتواند باشد،چون هر کدام ، با مجرم ماجرا و نحوه مجازات وی  با زاویه دید خودش برخورد میکند .
اینکه پیرمرد متجاوز بعد از خوردن سیلی از عماد وآن فشارهای روحی در پس دادن بازجویی به عماد در توضیح ماجرا ، بخاطر ناراحتی قلبی زنده بماند یا بمیرد ،معلق میماند ...
که میتوان داستان را به اشکال مختلف  سوق داد و روایت کرد ...و همچنین آیا رعنا و عماد مجددا با زندگی مشترک  با  همدیگر ادامه میدهند یا خیر ؟... بازقصه میتواند به اشکال مختلف با پیچیدگیهای مناسبات اجتماعی امروز تداوم یابد ...اما اصل قضیه "شتاب وسرعت درتغییر و تحول روابط انسانی جامعه ما طی سی سال اخیر ،همچون خانه های قدیمی که تخریب میشوند و برج ها سر به فلک میکشند ، و بحران هویت... و شکستن مرزها  وحریم  آدمها،و هشدار...و هشدار..."اینکه  زندگی واقعی  بازیگران عماد و رعنا با نقشی که در نمایش "مرگ فروشنده " آرتور میلرایفا میکنند چه تشابه دارد و نزدیکیهای  ماجرا ...اینکه استحاله شخصیت مشدی حسن فیلم گاو  و دیدگاه روانشناسانه غلامحسین  ساعدی ، با تغییر شخصیت رو به خشونت عماد ، وهمچنین روند  شتاب تحولات روابط آدمها ،موازی میشوند ...و حتی اینکه سایه  پدیده "تجاوز" فیلم قیصر کیمیایی و مراجعه نکردن  قیصر به قانون و پلیس بر شخصیت عماد  فیلم فروشنده بطور موازی پرتو انداخته باشد ،...و همه وهمه این رویدادها را،فرهادی در  یک شبکه بغرنج اجتماعی میبیند ...،واین همه تقارن و تشابه نشانه ها چه اگاهانه و چه ناخودآگاه چیزی از ارزش فیلم فروشنده کم نمیکند .فروشنده فیلمی است  عمیق با استانداردهای جهانی که تا مدتها تاثیر خود را بر ذهن مخاطب به جا خواهد گذاشت .تحلیل فیلم "فروشنده " ازمنظر روانشناسی وجامعه شناسی:

آدمی در عالم خاکی نمیاید بدست
عالمی دیگر بباید ساخت وزنوآدمی "حافظ"

یکی از موضوعات محوری فیلم تغییر و دگرگونی شخصیت عماد بعداز وقوع حادثه تجاوز به حریم است .
که این تغییر حالت با استحاله شخصیت "مشتی حسن " فیلم گاو موازی هم قرار میگیرند....اما بایستی دقت کنیم که محتوی این تغییر شخصیت ،در ایندو قهرمان فیلمها از یک جنس نیستند .دگرگونی  شخصیت " مشتی  حسن "یکنوع استحاله عارفانه به سمت معبود است .فراموش نکنیم که غلامحسین ساعدی که فیلم گاو بر اساس نوشته ایشان ساخته شده "روان پزشک " بوده است .واین بررسی حالات روحی وروانی بیمارگونه  برخی شخصیتهای خاص  ،مثل سرهنگ باز نشسته فیلم آرامش در حضور دیگران که باز بر اساس نوشته ایشان (ساعدی ) است دیده میشود.( دقت کنیم در فیلم فروشنده صحنه هایی داریم که به  تدریس  نمایشنامه ساعدی در دبیرستانهای  تهران وهمچنین نمایش تصاویری از فیلم گاو سر کلاس درس اشاره میشود که در ایران چنین تصاویری در کلاس درس  غیر طبیعی و عجیب است .)اما هدف فیلمساز از توازی قرار دادن این دو دگرگونی شخصیت، نفس تغییرکه در نتیجه بازتاب فشار روحی ناشی از واقعیات تلخ  روابط محیط   بیرونی بر روح و روان فرد آسیب دیده است .و شکل و نحوه وقوع این تغییرات در شخصیت عماد، که تجلی خشم درون در رفتار عصبی و پرخاشگری وی نشان داده میشود.تغییر شخصیت عماد  از زمانی شروع میشود که پس از ظلمی که به وی شده واز ترس آبرو نمی تواند به قانون مراجعه کند ،"هرعملی عکس العملی دارد " این قانون هم در علم مکانیک وهم در علم روانشناسی اما با پیچیدگی های خاص خود مصداق دارد.عماد با عصبانیت در گوشی موبایل دانش آموز که عکسهای اروتیک ذخیره کرده جستجو میکند. (به حریم خصوصی وی داخل میشود ) .به همکار ش در تاتر (بابک کریمی ) از فرط عصبانیت ناسزا میگوید.سرپوش گذاشتن روی مساله "تجاوز"بخاطر حفظ آبرو که در فرهنگ جامعه ایرانی وجود دارد ،یک معضل روانی ،اجتماعی است .گرچه هزاران پرونده تجاوز (چه تجاوز فامیل دور و نزدیک ،چه تجاوز به کودک ،چه تجاوز خیابانی و...و...) در کش وقوس  جلسات دادگاهها ،روی میز قضات گرد و خاک میخورند اما هزاران مورد دیگر انواع تجاوز ها راه به دادگاهها ن میبرند.حتی به دفاتر مشاور خانواده و روانشناس و روان درمانگر هم مراجعه نمیکنند.وضعیت روحی شخصی که مورد تجاوز قرار گرفته چه کودک ، چه نوجوان ، چه همسر فرد مورد تجاوز  ،دیگر عادی نمی تواند باشد .(این درس بسیار ساده علم روانشناسی است ) .کسی که مورد تجاوز قرار گرفته اگر  نتواند صدای خود را به محاکم قضایی برساند به درون میزند ،عصیان خود را سرکوب میکند ،فریاد از درون ،خشم از درون ،و سکوت اگر طولانی باشد تبدیل شدن به عقده که در موقع مناسب سرریز میکند ،به اشکال مختلف ...اینجا وظیفه هنرمند چیست ؟وقتی که عماد بعداز به تصمیم گرفتن به یافتن متجاوز ،او را به دام انداخته ،سوال وجواب کرده ،محکومش کرده و سپس زندانی وآخر کار سیلی محکمی بوی زده ،بعبارتی کار بازجو ، قاضی ،مجری پلیس را همه خودش یک تنه انجام میدهد .اینها نمونه ای از بازتاب رفتاری یک فرد آسیب دیده و مورد تجاوز قرار گرفته ....میباشد.نظر یک دوست گرامی (ابراهیم مهدیزاده در سایت نگاه امروز ) در خصوص شخصیت متجاوز فیلم :"...آیا اگر شخص دیگری از اقشار جامعه مثلا متمول  بود ،اینکار را نمیکرد ؟چرا فرودست ؟ چرا به متجاوز هویت مشخص  میدهد جناب کارگردان خوش فکر ما ؟ آیا اینکار از افراد نو کیسه جدید بر نمی آید ؟ یا فردی از تحصیلات بالا ؟ ...اگر فیلم واقع گراست  ورابطه علت ومعلولی بر آن حاکم است که چنین است باور پذیری با توجه به قلب  درد وتنگنای معیشت مرد متجاوز ،احتمال آن چند درصد است ؟ آیا در این انتخاب با دید لوکس و اشرافی به پیش داوری نرفته ابم ؟ ...این ایراد و انتقاد به فیلم فرهادی وارد است .چرا که فیلمساز با ساخت یک فیلم بنوعی الگو سازی نموده و ارائه نمونه شخصیتی  تیپیک  کرده ، اما  آنچه که منطقا و واقعا بالقوه  قابل تحقق است .کدامست ؟ ولی در این زمینه اما واگر وجود دارد و بهتراست علت این نگاه را در فیلمنامه پیدا کنیم :
الف : دقت کنیم که آقای فرهادی صدای طبقه متوسط جامعه ایران است .واز تعداد هفت  فیلم سینمایی که ساخته فقط دو فیلم اولیه وی "شهر زیبا "و " رقص در غبار " به اقشار فرودست نظر دارد و دربقیه فیلمهایش روی موضوعات  وشخصیتهای طبقه متوسط کار میکند. ب : یکی از محورهای مهم فیلمنامه ویا تنظیم پازل شخصیتی آقای فرهادی نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر است .که اساسا یک نمایشنامه ایست با محتوی ضد سرمایه داری که در سال 1949 پس از جنگ جهانی دوم با انتقاد صریح وگو بنده از "رویای آمریکایی" که دولت وقت آمریکا تبلیغ میکرد نگاشته شده است .آرتور میلر آمال و آرزوهای طبقه فرودست جامعه آمریکا ، بحران ' هویت ،از خو د بیگانگی آدمها در جامعه صنعتی سرمایه داری مدرن ترسیم میکند .
"ویلی لو مان "(فروشنده ) نمایشنامه که درسن شصت سالگی بعد از اینکه تمام عمر یک فروشنده دوره گرد بوده از کار اخراج شده ودریک وضعیت روحی خاص پس از سیر در گذشته ،و نحوه ارتباط با همسرش  لیندا و دو پسرش بیف و هپی ،تصمیم به خودکشی میگیرد.تن و جان "ویلی لو مان " منشا درآمدی نیست اما خودکشی اش میتواند بیست هزار دلار در اختیار ورثه اش  بگذارد.آرتور میلر با بیانی تراژیک حجاب توهمات جامعه سرمایه داری آمریکا را پس میزند ،اما آقای فرهادی بیشتر جذب شخصیتهای نمایشنامه و روابط خانواده ویلی لو مان و فرزندانش میشود،نه محتوی عدالت طلبانه آن . مهمترین اشتراک بین داستان فیلم ونمایشنامه شخصیتها هستند .مرد فروشنده (راننده وانت ) که به حریم خصوصی این زوج تجاوز میکند برگردان فروشنده درنمایشنامه "مرگ فروشنده "است .و"آهو "برگردانی از زن روسپی ای که ویلی لو مان درهتل با او همخوابه میشود.عماد در زندگی واقعی با مردی درگیر میشود که روی صحنه هر روز در حال بازی کردن نقش اوست .عماد در جواب شاگردش که از او پرسیده آدم چطور گاو میشود ؟
میگوید "به مرور" و حالا خودش بی آنکه قصد ویلی لو مان شدن را داشته باشد به بازنده ای مثل او تبدیل شده ،یک شهروند کاملا معمولی که از روی ظاهرش نمیشود درباره اش قضاوت کرد.و هیچ کس با دیدن اوفکر نمیکند که ممکن است خطایی از او سر بزند ...لذا در این مجموعه وپازلی که فرهادی به الهام از نمایشنامه تصویر میکند فروشنده (راننده وانت ) نقش شخصیت متجاوز را بازی میکند واگر بخواهد آنرا تغییر دهد مجموعه را بایستی تغییر دهد ،( اما شدنی است ،نهایتا فیلم دیگری میشود .)
ج : ممکن است فیلمنامه نویس در پاسخ این ایراد بگوید :من در این فیلم باز شخصیت بابک کریمی هم داریم (دوست عماد)که با آهو سر و سری دارد،وفقط راننده وانت با این روسپی نبوده است .یا اینکه طبقات متمول ،امکانات بیشتری داشته وبه اشکال مختلف رفع نیاز نموده و معمولا به این آپارتمانها مراجعه نمیکنند ،...ویا حداکثر جواب دهند کسان دیگر فیلمی بسازند که شخصیت متجاوز از طبقات فرا دست جامعه باشد ...و اما ...واگرها...!
(نتیجه : این ضعف وایراد جدی است. )
ما  دراین تحلیل قصد پرداختن به فرم فیلم ،کیفیت فیلمبرداری ،بازیها ،نور لباس ،گریم ...،را نداریم،
ومحتوی اجتماعی وروانشناسانه فیلم مد نظر بود.فروشنده به زخمی عمیق در جامعه اشاره دارد ،که این جراحت با سکوت و پنهان کردن درمان نمیشود.فروشنده کیست ؟ فروشنده فیلم فرهادی (راننده وانت )، در واقع خریدار تن و جسم دیگریست ،وجه آنرا هم در کشو میگذارد.فروشنده در فیلم "آهو"است .که اصلا در فیلم حضور فیزیکی ندارد ،
اما تن فروشی میکند. ودر همه جا حضورش نشان داده میشود :
اتاقی در آپارتمان که هنوز در اختیار اسباب اثاثیه اوست ،که البته درب آنرا بابک و... بزور باز کرده ودر واقع وارد حریم خصوصی وی میشوند،عماد به پیامهای تلفنی وی گوش میدهد،بازهم وارد حریم خصوصی وی میشوند البته بعد از شب حادثه . نقاشیهای فرزند آهو را میبینیم ،حتی بازی صنم دوست رعنا که در تاتر نقش زن روسپی را ایفا میکند میبینیم ، وحتی فرزند صنم که توسط رعنا بخانه اورده میشود میبینیم (وتداعی میکند حضور فرزند اهو را )اما بهیچوجه خود آهو رانمیبینیم .یعنی ما فقط نشانه های حضور آهو در سرتاسر فیلم میبینیم ،نه خودش را ..!! بی دلیل  نبوده که فرهادی اول بنا داشته اسم فیلم را بگذارد "برسد بدست آهو " تصاویر فیلم فرهادی عریان و آشکار میکند آن نیمه پنهان حقیقت را ،آن زخم عمیق اجتماعی را ،نه اینکه بخاطر حفظ آبرو در پشت پرده بماند.فیلم "فروشنده "ذهن مخاطب را در گیر میکند ،وادار میکند که نسبت به پیرامون خود ، فکر و تعمق نماید  . 

عباس عوضی - مهرماه 95

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 19:22
برچسب‌ها : ترس از نگاه دیگران,چاوشی از نگاه دیگر,فردوسی از نگاه دیگران,ایران از نگاه دیگران,جبل از نگاه دیگر,معماری از نگاه دیگر,جنگ از نگاه دیگران,علی از نگاه دیگران,شریعتی از نگاه دیگران,زمین از نگاه دیگر,