" ضمیر ناآگاه " وقواعد دستور زبان {2}

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

نوشته ی: ع. ق. منصور

« ضمیرزبان (2)

قواعد دستورزبان، ضمن اشاره به چگونگی شکل گیری واحد گفتاریعنی « جمله »،  خواسته یا نا خواسته آشکارمی سازند که درواقع وعملا"، دست اندرکارنشان دادن « بازتولید » روند منعکس شده ی تعامل زنده ی عوامل فاقد زبان ناخودآگاه با محیط درکارکرد مغز، بوسیله ی« ذهن آگاه » انسانها هستند که درقالب سخنگویی ابرازمی شود ..واین به آنمعنا نیزهست که این « ذهن آگاه » درفقدان انعکاس آن تعامل زنده ی عوامل ناخودآگاه با محیط درکارکرد مغز، چیزی برای « بازتولید »، وبعبارت دیگرچیزی برای گفتن ندارد..ودرست به همین دلیل است که همین قواعد دستورزبان، همواره براین اصل محوری وتعیین کننده تأکید دارند که درفقدان « فعل » ( نماینده ی تعامل عوامل فاقد ربان ناخودآگاه با محیط )، ساختمان هیچ « جمله » ای پایدارنمانده وفرومی ریزد..این قواعد چنانکه پیش ازاین نیزگفته شد، ضمن اشاره به « صیغه » یا « ساخت » فعل، درواقع  نمودار« بازتولید » شده ی روشنی ازساختار زنده ودائما"جاریِ تعامل عوامل بی زبان ناخودآگاه با محیط که درکارکرد مغزمنعکس می شوند را به نمایش می گذارند: « صیغه یا ساخت فعل صورتی ازکلمه است که ازروی آن شخص وزمان فعل را می توان دریافت..هرفعلی برای آنکه برزمانهای مختلف وشخصهای مختلف دلالت کند صورتهای گوناگون می پذیرد. کلمات : آمدم. می آیم. خواهی آمد. آمده بودیم. آمده اید. می آمدند. همه معنی اصلی آمدن را دربردارند وازاین جهت یکسان هستند. امّا زمان وشخص درهمه ی آنها یکسان نیست. برای دلالت بر این معنی های فرعی است که شکل کلمه درهربارتغییریافته است. صورتهای گوناگون فعل که زمان یا شخص را دربردارد، « صیغه » یا « ساخت » فعل خوانده می شود..»*دراین میان روشن است که درفقدان « فعل » مُشترک وهمگانی آمدن، امکان شکل گیری هرگونه صیغه یا ساخت فعل درهرکدام ازکلمات یاد شده ای که برشخصها وزمانهای مختلف دلالت می کنند فراهم نخواهد بود، همانطورکه درفقدان آن تعامل زنده ی عوامل ناخودآگاهی که این « فعل » یا این کلمه ی « آمدن » نماینده ی آنست، خبری ازانجام کاری درهیچ زمانی وبوسیله ی هیچ شخصی نخواهد بود..درپرتوهمین چشم اندازاست که آنچه که درقواعد دستور زبان با نام « صیغه » یا « ساخت » فعل شناخته می شود، درواقع نموداری از« بازتولید » روند منعکس شده ی تعامل زنده ی عوامل ناخودآگاه با محیط درکارکرد مغزبوسیله ی « ذهن آگاه » انسانهارا به نمایش می گذارد:« هرگاه بخواهیم ساختمان فعلی را بشناسیم باید معین کنیم که چه « صیغه » ایست. درباره ی کلمه ی « آمدم » کافی نیست که بگوییم « فعل » است زیرا که چندین کلمه ی دیگرمثل « خواهدآمد » و « آمده بودی » ومانند آنها نیزفعل است ودرمعنی « آمدن » با کلمه ی اوّل تفاوتی ندارد. فرق میان این کلمات وقتی آشکار می شود که « صیغه » ی هریک را بیان کنیم. مثلا"باید گفت: آمدم = صیغه ی ماضی – اول شخص مفرد – ازآمدن...ومی آید= صیغه ی مضارع ( حال وآینده ) – سوّم شخص مفرد – ازآمدن..**

همین قواعد دستورزبان، درادامه، ضمن اشاره به « ماده » و« شناسه » ی فعل بازهم بروشنی نشان می دهند که « ماده » ی مُشترک وهمگانیِ فعل، معنی اصلی را دربردارد ودرهمه ی « صیغه » ها ثابت است وتغییر نمی کند، و« شناسه » های مختلف فعل جزیی ازآنند که مفهوم شخص یا عدد را نمایندگی می کنند.. 

*- **- دستورزبان فارسی..دکترپرویزناتل خانلری..ص 22..انتشارات توس

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 1:24
برچسب‌ها :