سخنی با اهالی فلسفه | بلاگ

سخنی با اهالی فلسفه

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

سخنی با اهالی فلسفه

        یا

دعوت به کانون نقد

هنروادبیات نوین ایران ، ازجنبش مشروطه به بعد را ، اگربه مثابه ی تجدد وشروع عصرروشنگری درایران وآغازقانون گرائی،تفکیک قوا،آموزش همگانی، تشکیل پارلمانو ورود به عصرمدرنیته بدانیم که پیش فرض ما چنین است، تقریبا ازمرزصد سالگی گذشته است . اما علی رغم آفرینش وتولید آثاربا کیفیت درتمامی هنرها ازقبیل شعر، داستان ، موسیقی ، تئاتر، فیلم، نقاشی...درسطح جهانی وقابل طرح وترجمه ونمایش درمجامع دیگرملل،هنوزازیک جریان تمام کننده ی قوی ، صاحب رای ، با هوش و جریان سازدررنج هستیم وآن چیزی نیست مگرمنتقدین حرفه ای وخلاق ، متعهد به هنروادبیات واخلاق ، صد البته شیفته و دلسپرده ی زبان پارسی ، با سواد وآگاه و اشراف به تاریخ ادبیات و فلسفه باستان ومعاصرایران وجهان . بارها گفته ام وبراین اندیشه اصراردارم که منتقدان درجوامع دیگرازاهالی فلسفه هستند . جامعیت ودانش اهالی این حوزه برکسی پوشیده نیست . بی تعارف کسی که دراین حوزه کاری میاندیشد وصاحب عقیده است با حداقل دانش هم درنقد کارساز و جریان سازاست . حداقل های فعالیت دراین حوزه اشراف برزبان وساختارآن ، فلاسفه ی متاخرومتقدم فرهنگ هلنی ، رم باستان ، ایران باستان ومشائیان وآثارهنری بزرگان تاریخ هنررا فرموله ونقد ودرک کرده اند . برکسی پوشیده نیست بزرگانی ازقبیل سهروردی ، ابن سینا ، فارابی وعین القضات همدانی ، عطار، واله داغستانی ، شمس قیس رازی، خواجه نصیرطوسی...درموردشعروادبیات سخنانی گفته ونوشته اند که امروزاززبان فوکوودریدا وفرمالیست های روس میشنویم وقطعا اهالی فلسفه آن را بهترازخود دوستان منتقد تفننی و"گاه بنویس" می دانند . نقد نوشتن به مراتب سخت ترازآفرینش یک اثرهنری است . تولید آثارهنری ، حاصل سرریزی های تخیل وهیجان درجان وجهان هنرمند است اما نقد ، حاصل کاری فرهیخته است وتداخل عقلانیت ومنطق وقواعد هنری ، هرچند دارای منطق ارسطوئی باشد یا ضد آن ویا کولاژگونه وگاها ضدهنر و آوانگارد ونیهلست و ویرانگرباشد . رشد واعتلاء ادبیات وشعر وهنر وابسته به نقد ومنتقد است . تجربه ی سه دوره ی رشد کمی وکیفی هنردرایران خودمان مواعید واستدلال این دیدگاه است هرچند تا سخن اولیه راقم این سطورفاصله بسیاری است . دوره اول مربوط به کنگره ی فردوسی است و دوم بعد ازشهریوربیست وکنگره ی نویسندگان تا کودتا بیست وهشت مرداد ومرحله سوم اواخردهه ی چهل تا پنجاه وهفت . دراین سه دوره ما شاهد رشد واجرای تئاتروشعروموسیقی ، نقاشی ، سینما ... هستیم . درکناراین رشد ، نقد ومنتقد هرچند غیرحرفه ای اما پیگیرو ممتد درهفته نامه ها وفصل نامه های  "آرش " و کتاب"جمعه"  و"خوشه"و... درجریان بود که بعضا توسط خود شاعران ونویسنده گان برآثارهمدیگرمینوشتند هرچند درسینما نقد حرفه ای یک استثناء بود . متاسفانه این نقص ازهمان زمان شروع وآغاز مدرنیت ونوسازی شعروادبیات گذاشته شد . شاید دوستان خوانده یا شنیده باشند که نیما دراول شروع شعرنو، خود مدافع آثارخود بود تا منتقد صاحب اندیشه . تا حدی که نیما ناچارشد برداستان "داش اکل " هدایت نقد بنویسد . حال آنکه نویسنده ی"سیرحکمت دراروپا "ودوستان او، کمترین اعتنائی به بزرگترین رویدادهنری ایران یعنی دوتحول عظیم نثروشعرنداشتند که غول های ادبیات وشعرایران نوین درراه اند . یکی نیما ودودیگرسید محمدعلی جمالزاده وهدایت. این بی تفاوتی میتواند دوعلت داشته باشد یا جدی نگرفتن میتواند باشد یا بی خبری ازتحولات هنری- فلسفی ایران وجهان . دیدیم که برای اثبات وپذیرش این دورشته هنری نوین چه توان وانرژی ازهدایت ونیما وجمالزاده دیگردوستان گمنام آنها گرفته شد . اگردوستان حوزه ی فلسفه ، باورداشته باشند کههراتفاقی درحوزه ی فلسفه،درزبان وهنرروی میدهد وفلسفه درشعروهنرتجلی مییابد واگر"زبان وشعرنباشد فلسفه میپوسد" واگرتحول درزبان شکل نگیرد فرصتی برای کشف وفرضیه های فلسفی باقی نمیماند ومثل دیگر دوستانی جهانی خود باید قبول داشته باشید که راه فلسفه ازنقد وبررسی آثارافرینش شده ایرانی- پارسی میگذرد تا تعریف درستی ازچیستی درهستی وهستی درنیستی ، درآن جامعه معنا پیدا کند وفقط مصرف کننده ی صرف نباشیم . صرفا با اتکا به ترجمه ، تعطیل عقل را رواج ندهیم وبا محافظه کاری وترس ازاشتباه ، تا کی باید جسارت بیان یافته هایمان را نداشته باشیم ؟ زیرا دیگران با یافته های جدید ، ضمن تصیح ، خود را به روزمیکنند. چرا ما نکنیم .معرف آثارشکسپیر، ویلیام بلیک ، میلتون، جمیزجویس ، بودلر، بکت ، یونسکو، آندره برتون...غیرازاهالی فلسفه ی عصرخود بودند ؟ نظرات فلاسفه هائی ازقبیل کانت، دکارت ، هگل ، مارکس، لوکاچ ،هایدگر، میشل فوکو، ژاک دریدا...درموردهنروادبیات عصرخویش، هنوزهم خواندنی وهم قابل ارجاع است . حضورشما دوستان اهل فلسفه ، دراماکن فرهنگی ، دانشگاهی ، فرهنگسراها ومطبوعات ، ضرورت جدی وتاریخی ست . امروزه دراین اماکن عناصری به صورت تفنن ، غیرحرفه ای ، با عنوان وبی عنوان دانشگاهی به بحث ونقد می نشینند که نه تنهاهیچ آگاهی عمیق ودرک درستی ازفلسفه وتاریخ ادبیات ندارند بلکه شناخت نسبی هم ازادبیات وهنرمعاصرایران وجهان نیزندارد . نقدها به صورت کلیشه ای، تکراری، بده بستان دوستانه ، درستایش یا ذم یکدیگر، داد سخن میدهند که به قول معروف این فن شریف را تا چنان سطح نازلی پایین می آورند که تا یک هفته، افسوس آن حضور، آزارت میدهد . جای شما دوستان ، حضوردراین عرصه هاست تا فرضیه های علمی ویافته های فلسفی خود را با نقدآثارادبی- هنری به محک بگذارید و دراین راه ازآزمون وخطا نهراسید که دیگران نیزدرمملکت و محیط خود چنین می کنند .     

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 3:58