"اریک فروم" وضرورت ندریس زبان سمبلیک "2"

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

نوشته ی: ع.ق . منصور

« اریک فروم » وضرورت تدریس زبان سمبلیک (2)

ازاین دیدگاه، احساسات، تجربیات درونی وعواطف نهفته در« ضمیرناآگاه » انسانها، درواقع حول محورهمان تعامل زنده یا « کار» با عوامل محیط است که شکل گرفته وگردهم جمع می شوند...اینکه قواعد دستورزبان نیزهمواره به جایگاه ونقش تعیین کننده ی « فعل» درشکل گیری واحد گفتارمعمولی ومتعارف یعنی « جمله » اشاره می کنند، به این دلیل است  این « فعل » نماینده ی همین تعامل یا « کار» باعوامل محیط است..وسایرکلماتی که گردهمین « فعل » جمع شده و« جمله » را تشکیل می دهند نیزعلائم ونشانه های ارتباط همان تجربیات درونی وعواطف انسانها با عوامل محیط اند که گرد تعامل یا « کار» آنها با همین عوامل محیط شکل گرفته وجمع می شوند...اینکه هرگونه زبان سمبلیک، خودآگاه یاناخودآگاه،با تکیه برعلائم ونشانه های زبان متعارف ومعمولی است که دست بکارابرازوبیان تجربیات درونی عواطف نهفته ی انسانها می شود، به این دلیل است که این علائم ونشانه های شناخته شده،  نشانه های عوامل ملموس ومتعارف بیرونی اند که درجریان تعامل و« کا ر» با محیط  ، با همین تجربیات درونی و عواطف آنان ارتباطی زنده دارند و به عنوان «سمبلی»ازآنهاشناخته میشوند .درهمین راستاست که مثلا"شکل ونام متعارف « تیشه ی دوسر» ، بعنوان « سمبلی » ازرابطه ی ویژه ای انتخاب میشود که همین تیشه با « احساسات وعواطف دورنی » مردمی خاص دارد، همچنانکه مردم دیگری نیز، ابزاردیگری، مثلا"« داس » را بعنوان « سمبلی » ازرابطه ی ویژه ای که همین  داس با « احساسات وعواطف درونی »آنهادرجریان تعامل با محیط شان دارد ،انتخاب می کنند...درپرتوهمین چشم انداز، می توان دریافت که انسانها درجریان روابط دائما"جاری خود با عوامل گوناگون محیط است که با تکیه برهمین علائم ونشانه های زبان متعارف ومعمولی، ازیکطرف با زبان سمبلیک خودآگاه ودرقلمروعرفان وهنردست اندرکارابرازودربیان آوردن تجربیات درونی وعواطف نهفته در « ضمیرناآگاه » خویش می شوند، وازطرف دیگر، با آنچه که درروانکاوی با نام « زبان سمبلیک ناخودآگاه دررؤیاها » شناخته میشود به گونه ای دیگربه ابرازودربیان آوردن همین تجربیات وعواطف دورنی می پردازند.تاریخ دورودرازخلق وانتشارآثارعرفانی وهنری، همواره نشان داده ومی دهد که عارف و هنرمند، درمسیرآشنا ساختن انسانها با تجربیات درونی وعواطف نهفته در« ضمیرناآگاه » خویش، ضمن استفاده اززبان سمبلیک خود آگاه، با تصاویرواشاره هایی به مراتبمنظم تر، وسیع تر، غنی تروعمیق ترازتصاویردرهم، پریشان، وازهم گُسسته ی « زبان سمبلیک ناخودآگاه دررؤیاها » به ابرازودربیان آوردن همین تجربیات درونی وعواطفِ مُشترک و همگانی انسانها پرداخته ومی پردازند...واینهمه در حالی ُرخ داده ومیدهد که دست اندرکاران مکتب روانکاوی، وازجمله « یونگ » و« اریک فروم »، همواره، تنها وتنها برلزوم آشنایی با« زبانسمبلیک ناخودآگاه دررؤیاها »وحتّی تدریس آن دردبیرستانها ودانشگاهها اصرارداشته وپا ی میفشارند و هیچ اشاره ای به ضرورت تدریس زبان سمبلیک خودآگاهِ بکارگرفته شده درقلمروعرفان وهنرکه امکان آشنایی باهمین « ضمیرناآگاه » مورد نظرآنان را به مراتب  بیشتراز زبان سمبلیک  ناخود آگاه دررؤیاها فراهم می سازد، نکرده ونمی کنند..ازاین دیدگاه، عدم توجّه مکتب روانکاوی به ضرورت آشنایی با همین زبان سمبلیک خودآگاه وغفلت کسانی مانند « یونگ » و« اریک فروم » ازچگونگی تلاش عارف وهنرمند، درراستای آشناساختن انسانها با « ضمیرناآگاه » خویش، ناشی ازنگاه واژگونه ی روانکاوی به چگونگی رابطه ی« ذهن گاه» انسانها با «ضمیرناآگاه » آنان است..عارف وهنرمند، همواره بر خلاف آنگونه که « فروید» وروانکاوی نشان داده اند، دست اندرکارپرده برانداختن ازترفندها ونیرنگهایی شده ومی شوند که بوسیله ی خودِ همین « ذهن آگاه » انسانها تولید ومصرف شده وبکارگرفته می شوند، واین درحالی است که « فروید » وروانکاوی، دراشاره به روند  « واپس زدن »، نه تنها همه ی این ترفندها و نیرنگها را بگردن « ضمیرناآگاه » آویخته اند، بلکه وی را به تلاش برای « نفوذ » درقلمرو« ذهن آگاه » نیز« متهم » می کنند شاعرنامدارمعاصر، « پروین اعتصامی »، درواقع، با همین زبان سمبلیک خودآگاه است که از« دزد خانه » و« دیو »، بعنوان سمبلی ازهمین « ذهن آگاه » خودمحوریاد می کند که همواره باهمه ی ترفندها ونیرنگهایش، دست اندرکاربه بند کشیدن تجربیات درونی وعواطف نهفته در« ضمیرنااگاه » انسانهاست:

               کجا با دزد بیرونی درافتیم            چودزد خانه را بالا نشاندیم

                فسون دیو را ازدل نهفتیم             برای گرگ آهو پروراند یم                         

براین اساس است که دیدگاههای عرفانی وهنری، برخلاف روانکاوی، نه تنها ترفندها و نیرنگهای ساخته و پرداخته ی خودِ« ذهن آگاه » را به گردن « ضمیرناآگاه » نمی آویزند، بلکه پرده ازشیوه ها وطرح ونقشه های گوناگون همین « ذهن آگاه » درجریان « واپس » زدنها و« طرد » و« سرکوب » کردنهای بیهوده وبی سرانجام « ضمیرناآگاه » نیزبرمی دارند..« پروین » نیزدرهمین راستاست که با زبان سمبلیک خودآگاه، بگونه ای تکاندهنده هُشدارمی دهد که با نهفتن « فسون دیو» ( سمبل ذهن آگاه آلوده به نیرنگ ) از« دل » ( سمبل ضمیرناآگاه ) درواقع برای « گرگ »، « آهو» پرورش می دهیم..واین هُشدار، بااین زبان سمبلیک خودآگاه ، همان تلاش ارزشمند عرفان وهنر، درمسیرآشنایی با واقعیت رابطه ی دائما" جاری « ذهن آگاه » با « ضمیر ناآگاه » را به نمایش می گذارد که خارج ازدایره ی دید وکارکسانی مثل « یونگ » و« اریک فروم » قرارگرفته است..واین به آن معنا نیزهست که عارف وهنرمند، ضمن پرده برانداختن ازتمامی ترفندها ونیرنگهای خود « ذهن آگاه »، برخلاف روانکاوی، درواقع به ضرورت واپس زدن خود همین « ذهن آگاه » خود محوری اشاره می کنند که دائما"دستاندرکار«واپسزدن »تجربیات درونی وعواطف نهفته در«ضمیرناآگاه » انسانهاست!..ازاین دیدگاه، روشن است که ضرورت تدریس زبان سمبلیک خودآگاه بکار گرفته شده درقلمروعرفان وهنرنیزبه این دلیل رُخ نموده وآشکارمی شود که شیوه ی سود بردن همین زبان سمبلیک ازعلائم ونشانه های زبان متعارف ومعمولی، امکان بیشتری برای آشنا شدن با چگونگی بدام افتادن تجربیات درونی وعواطف نهفته ی « ضمیرناآگاه »، درچنبره ی ترفندها ونیرنگهای گوناگون « ذهن آگاهِ » تنگ، محدود، و خودمحورانسانها را فراهم می سازد:

چراغ روشن جان را مکن درحصن تن پنهان     مپیچ اندرمیان خرقه این یاقوت کانی را

زبس مدهوش افتادی تودرویرانه ی گیتی         به حیلت دیوبُرد این گنجهای رایگانی را

نشان پای روباه است اندرقلعه ی امکان           بپرچون طائردولت، رها کن ماکیانی را

                                                                             « پروین اعتصامی » 

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:07
برچسب‌ها :