اریک فروم و ضرورت تدریس زبان سمبلیک (1) | بلاگ

اریک فروم و ضرورت تدریس زبان سمبلیک (1)

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

نوشته ی: ع.ق.منصور

« اریک فروم » وضرورت تدریس زبان سمبلیک (1)  

« کارل گوستاویونگ »، با هدف آشنا ساختن انسانها با « ضمیرناآگاه » خویش، هرچند که ازدونوع زبان سمبلیکِ خودآگاه وناخودآگاه سخن می گوید، همواره امّا ضمن متمرکزساختن تمامی کاروتلاش خود برآنچه که با نام « زبان سمبلیک ناخودآگاه دررؤیاها » می شناسد، به چگونگی استعمال خودآگاه سمبلها درعرفان وهنر،توجّه چندانی نشان نمی دهد..واین درحالی است که بیشترآثارعرفانی وهنری نیز، همواره با همین هدف آشنا ساختن انسانها با « ضمیر ناآگاه » شان، خلق ومنتشرشده اند..« یونگ » معتقداست که:«..این استعمال خود آگاه سمبلها فقط یکی ازجنبه های یک حقیقت مهم روانشناسی است، انسان خود بخود وبطورناخودآگاه نیز سمبلهایی به شکل رؤیا می آفریند.»1..همین آفرینش خودبخودی وناخودآگاه سمبلها بوسیله ی رؤیاها ست که دراندک زمانی بعداز« یونگ »، درکانون توجّه وتمرکز« اریک فروم » نیز قرارمی گیرد، تا اوهم باغافل شدن ازچگونگی بکارگیری زبان سمبلیک خودآگاه درقلمرو عرفان وهنر، نه تنها تمامی کارونگاه خود بر« زبان سمبلیک ناخودآگاه دررؤیاها » متمرکز سازد، بلکه خواستارتدریس آن دردبیرستانها ودانشگاهها نیزباشد: «..وظیفه ی ما تعبیرویا ترجمه ی این زبان بعنوان یک دسته علائم سری ومصنوعی نیست، بلکه باید سعی کنیم درواقع آنرا فراگیریم. به عقیده ی من درک زبان سمبلیک برای هرکس که مایل به شناختن خود باشد لازم است ونمی توان آنرا فقط برای کسانی که به روان درمانی امراض روحی می پردازند قابل استفاده دانست وبه همین دلیل فکرمی کنم زبان سمبلیک را نیزمانند « زبانهای خارجی » دیگرباید دردبیرستانها ودانشگاهها تدریس کنند...»2...منظور« اریک فروم »، ازفراگرفتن زبان سمبلیک،درعمل بهتمرکزبرفراگیریهمان«زبان سمبلیک ناخودآگاه دررؤیاها »ختممی شود..اودرحالی ازلزوم تدریس این زبان سخن می گوید که فراموش می کند عارف وهنرمند نیزبا استعمال خودآگاه سمبلها، درواقع وهمواره درمسیرجبران فقر« ذهن آگاه » درهمین زمینه ی آشنا شدن انسانها با « ضمیرناآگاه » شان گام برداشته وبرمی دارند..اومی نویسد: «..زبان سمبلیک زبانی است که تجربیات درونی واحساسات وافکاررا به شکل پدیده های حسی ووقایعی دردنیای خارج بیان می کند ومنطق آن بامنطق معمول وروزمرّه ما فرق دارد، منطقی که ازمقوله های زمان ومکان تبعیت نمی کندو..»3 ..وبازدرجای دیگری می نویسد: «..معمولا" چیزی را که مظهر ونمودگارچیز دیگری باشد سمبل می خوانیم ولی این تعریف بسیارگنگ است. امّا وقتی سمبلهایی ازنوع حسی مثلا"بینایی، شنوایی، بویایی، ولمسی را ملاحظه می کنیم که برای نمایش « چیزی دیگر»، یعنی حالات وتجربیات عاطفی ودرونی ویا افکارانسان بکاررفته است، مسئله جالب تربه نظر خواهد آمد. دراینجا با نوعی سمبل روبروهستیم که درخارج ازوجود ما قرارگرفته است ومعهذا نمودگاری است ازیک احساس درونی ما...»4...درباره ی اینکه سمبل چیست ؟ « یونگ » نیز قبل از « اریک فروم » می نویسد: « آنچه که ما سمبل می نامیم عبارت است ازیک اصطلاح، یک نام، یا حتّی تصویری که ممکن است نماینده ی چیزمأنوسی درزندگی روزانه باشد وبا این حال علاوه برمعنی آشکارومعمول خود معانی تلویحی بخصوصی نیز داشته باشد. سمبل معرف چیزی مبهم، ناشناخته یا پنهان ازماست. مثلا" برابنیه ی تاریخی کرت شکل تیشه ی دوسر رسم شده است. این شیء راما می شناسیم ولی فحوای سمبلیک آنرا نمی دانیم..»5 ...دراین ماجرا، « یونگ » با اشاره به اینکه « هرگاه یک اصطلاح یا یک نام، یا حتی یک تصویر، بعنوان سمبلی ازیک « چیزمبهم، ناشناخته یا پنهان ازما » شناخته شود وعلاوه برمعنی آشکارومعمول خود، معنی تلویحی دیگری نیزداشته باشد » این معنا رانیزخواسته یا ناخواسته اشاره می کند که این « معنی تلویحی » یا این « چیزمبهم وناشناخته »،درفقدان همین نام، اصطلاح، یا تصویری که نماینده ی چیزهای ملموس ومأنوس اند، امکان دربیان آمدن نمی یابند ودرنتیجه گُنگ ومسکوت میمانند..به عبارت دیگر،هرگونه زبان سمبلیک، تنها وتنها با استفاده ازعلائم ونشانه های متعارف ومعمولی عوامل بیرونیِ مرتبط با تجربیات وعواطف درونی است که می تواند به ابرازوبیان درستی ازچگونگی همینتجربیات وعواطف درونی دست یابد…همچنانکهزبان سملبیک خودآگاه عارفوهنرمند نیزهنگامی به اهداف خود دربیان تجربیات ،احساسات،عواطف وافکاردرونی وسربسته ی انسانها دست می یا بد که آن علائم ونشانه های متعارف ومعمولی عوامل محیط بیرونی، که با همین تجربیات درونی واحساسات وافکارآنها ارتباطی زنده ومُستقیم دارند وبعنوان سمبلی ازآنها شناخته میشوند را درکارخود لحاظ کرده باشد.. اینکه هردوزبان سمبلیک آگاه وناخودآگاه، برای ابرازودربیان آوردن تجربیات درونی وعواطف انسانها، درروندی اجتناب ناپذیر، چاره ی دیگری جزتلاش درراستای سود بردن ازعلائم ونشانه های زبان متعارف ومعمولی ندارند، نشان دهنده ی آنست که درفقدان همین علائم ونشانه های متعارف ومعمولی، همه چیز گنگ ومسکوت مانده وهرگونه زبان سمبلیک، قادربه ابرازوبیان همین احساسات وعواطف نخواهد بود... ---------------------------------------------------------

1و5- انسان وسمبلهایش – کارل گوستاویونگ – ابوطالب صارمی – کتاب پایا – ص23و24

2و3و4- زبان ازیادرفته – اریک فروم – دکترابراهیم امانت – انتشارات فیروزه – ص5و12و18

 

اریک فروم و فروید,اریک فروم ویکی پدیا,اریک فروم و دین,اريك فروم ويكيبيديا,اریک فروم و کارن هورنای,اریک فروم ویکی,اریک فروم روانکاوی و دین,هنر عشق ورزیدن اریک فروم,اريك فروم هنر عشق ورزيدن,اريك فروم الدين والتحليل النفسي,...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:07