
نقش زبان و راوی در جهان داستان این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «نقش زبان و راوی در جهان داستان» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نقش زبان و راوی : در"جهان داستان" راوی ، داستانی را برای خواننده ، نقل ، شرح ، روایت و یا انشاء می کند . این روایت ، می تواند در زمانهای گوناگون و با ضمیرها و زاویه دی...
ادامه مطلب
نقش زبان و راوی : در"جهان داستان" راوی ، داستانی را برای خواننده ، نقل ، شرح ، روایت و یا انشاء می کند . این روایت ، می تواند در زمانهای گوناگون و با ضمیرها و زاویه دید های مختلف و متعدد ، بیان و نوشته شود . این راوی ، هدایت متن و چگونگی انتقال متن را به خواننده بازبین وسامان می دهد . درحقیقت راوی نفش واسطه راایفاء می نماید .از یک طرف موظف به انتقال متن وتحمیل تکنیک بر"جهان متن" برای عبورخواننده ازمتن داستان و رسانیدن او به روح اثراست وازطرف دیگر، مهارت درحفظ خواننده وچگونگی دریافت متن وپیروی ازنویسنده است. زبان عامل اصلی خلق ، تولید و بی واسطه ی جهان متن است. این زبان کارکردی چند منظوره دارد . زبان از یک طرف خالق هستی متن است و از طرف دیگر افشاء کننده متن نیزهست . بازدرعین حال آنکه ، جهان ...
ادامه مطلب
جهان داستان و نظام بازنمایی متن فرم وتخیل ،جهان بینی وهستی نگری متن ومولف است به جان وجهان . فرم هم افشاگروهم عریان کننده وهم سازنده ی جهان داستان است . فرم وشگردهای داستانی اگردرنهایت به معنا ختم نشود درحقیقت فرمی ست مصنوعی ومهندسی شده که،توان فرجام معنائی را ندارد . به عبارت دیگر، اگرفرم بارمعنائی نداشته باشد والزاما به معنای متن،هستی ندهد دیگرفرم نیست . پس،هیچ متن ِصاحب ِفرم ،بی معنا نیست،اگرفرم ، فرم باشد بایدهم سازنده ی معنا وهم عریان کننده جهان بینی متن باشد . انسان جهان را فرمی میبیند . یعنی تمام جنبشهای فکری و اندیش ورز ِبشری، درنهایت فرمی بوده اند . این فرم میتواند یک مرکزی یا چند کانونی پیش فرض گرفت . فرم یک کانونی الزاما سهم کمتری ازهستی متن را پوشش میدهد. برعکس نظام...
ادامه مطلب
هنردریچه ای به جهان فلسفه هنربازتابی عاطفی- تخیلی ومداخله گرانه ازجهان ماده یا محیط است که دراثرانفعال ذهن فعال و پویا هنرمند ، بااین جهان پدیدمیآید . این واکنش انفعالی ، نتیجه ی ناگزیروبرخواسته ازف...
ادامه مطلب
عناصرسازنده ی"جهان داستان"زبان، فرم و زاویه ی دید در"جهان داستان" مانند هارمونی " آکاردها " درنواختن همزمان چندین نت است. درمتون کلاسیک وادبیات بومی با خواستگاه چپ سنتی ، این هماهنگی(هارمونی) ساده ، رو وعیان وهندسی شده ، تک قرائتی وزمان خطی است .اما در ادبیات مدرن وپسا مدرن ممکن است چند پاره گی، متکثروچند معنائی ، عدم قرینه سازی، فاقد سلسله مراتب ، کولاژگونه...
ادامه مطلب
نقش زبان و راوی : در"جهان داستان"راوی ، داستانی را برای خواننده ، نقل ، شرح ، روایت و یا انشاء می کند . این روایت ، می تواند در زمانهای گوناگون و با ضمیرها و زاویه دید های مختلف و متعدد ، بیان و نوشته شود . این راوی ، هدایت متن و چگونگی انتقال متن را به خواننده بازبین وسامان می دهد . درحقیقت راوی نف...
ادامه مطلب
فرم و معنادرجهان داستان فرم وتخیل ،جهان بینی وهستی نگری متن ومولف است به جان وجهان . فرم هم افشاگروهم عریان کننده وهم سازنده ی جهان داستان است . فرم وشگردهای داستانی اگردرنهایت به معنا ختم نشود درحقیقت فرمی ست مصنوعی ومهندسی شده که ، توان فرجام معنائی را ندارد . به عبارت دیگر ، اگرفرم بارمعنائی نداشته باشد والزاما به معنای ِمتن ، هستی ندهد دیگرفرم نیست . پس،هیچ متن ِصاحب ِفرم ،بی معنا نیست ، اگرفرم ، فرم باشد باید هم سازنده ی معنا و هم عریان کننده جهان بینی متن باشد . انسان جهان را فرمی میبیند . یعنی تمام جنبشهای فکری و اندیش ورز ِبشری ، درنهایت فر...
ادامه مطلب