در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «زبان و ظرفیت های داستانی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
زبان وظرفیت های داستانی
اگربااین گفته هم عقیده وموافق باشیم که شعرمعماری زبان است وبه سبب آن نیز، شعرتعریف بردارنیست بلکه لغزنده گی وناپایداری وسیالیت معنا امکان تعریف را ازشعرگرفته که نمیتواند تعریفی جامع وبسیط ازآن داشت ، چرا زبانی که معماروسازنده ی شعراست نمیتواند قائم به ذات ، وسیله ای برای بیان وتولید قصه باشد ؟ آیا زبان بدون طرح وپیرنگ قادراست روایتگری کند ؟ آیا زبان درذات و جوهره ی وجودی خود ، پتانسیل آفرینش وورود به جهان داستان بدون پلات وطرح وپلان دارد یا ندارد ؟ اگردارد که با تعریف بالا ازوضعیت شعروظرفیت زبان ، قاعدتاُ باید با پیروی ازهمین اصل قادرباشد قصه را هم بدون طرح اولیه،درغیاب عناصرتعریف شده ازپیش،سرانجام به روایت خود سروسامان بدهد وراهی به جهان داستان بازکند. ازبدیهیات است که زبان کارکردی چند وجهی دارد . هم فعل است وهم فاعل هم مفعول است و هم لازم وهم متعدی . هم اکمل است وهم ممکن . به زبان عرفای خودمان هم سازنده است وهم ویرانگر. شایان ذکراست که زبان ادبیات ، زبان متداعی است . این زبان متداعی ، متخیل هم است . دیگرتعریف ما ازاین زبان متداعی و حامل تخیل ، این نیست که زبان تنها بازتابنده معنا است بلکه آفریننده ی آن نیزهست . افزون براین ، زبان بازتابنده معنای واحد هم نیست بلکه این وجه تک معنائی، ازخصلت ذاتی و وجودی آن به شدت دوراست . بازاگرباورداشته باشیم که فرم هم توسط زبان ایجاد وساخته وآفرینش میشود واین فرم هم سرانجام باید به معنا تبدیل شود واگراین فرم ، به این مهم دست نیابد ، دیگرفرم نیست ، پس درحقیقت محتوا بخشی ازفرم است واین فرم هم توسط زبان به میانجی راوی ایجاد و آفرینش ومهندسی میشود . اگرمنطق بالا را بپذیریم به این نکته خواهیم رسید که هراثرهنری با پشتوانه ی زبان مخصوص به خود،قادربه آفرینش است و سپس با اقبال مخاطب ، تبدیل به شی هنری ویا اثرهنری شود . فراترازآن کانونی دیدن جهان داستان ، یک یا چند کانون ، نیزتوسط زبان به واسطه ومیانجی راوی ، تمام عناصرازقبیل شخصیت ، اشیاء ، گفتگوها ، کنش ها ، باید والزاما به سمت وسوی آن کانون واحد هدایت ومنتهی شود. راوی باید با زبان مفهوم شده به سکوت وسکون اشیاء پیرامون فضای روایت پایان بدهد . عوامل هم افزائی دریاری رساندن به راوی، درانتقال اطلاعات به مخاطب ، نیزبسته به واقعیت هنری وپتانسیل شیوه روایت راوی وزبان مفهوم شده یِ فرم ودانش او، به ایفای نقش میپردازند . روایت های بدون طرحی ازپیش اندیشیده ، همانند گردش دوربینی درپیرامون ما،دروصف طبیعتِفصول ورنگ آمیزی آن،محیط پیرامون، پروازپرندگان ، جزومد دریا وکوبش موج برصخره وسنگ ، واکنش شخصیت ها درشرایط قدیم وجدید است که ، ناگهان با ورود فردی نظامی یا ولگردی عاصی و ویران ، یا کودکی باسگ اش ، نابینائی باعصا ، دگرگون میشود وما با ورود به جهان داستان در"وضعیت دیگر"قرارمیگیریم . داستان میرود تا دراین"وضعیت جدید"وناپایدار، ازتعادل خارج وبا خروج ازتعادل به"وضعیت دیگر"ِ نامتعادل برسیم . با درنگ دراین "وضعیت دیگر"ِ نا متعادل ، راوی با گردشی غافل گیرِدیگری ، ما را به تعادل درعین عدم تعادل میرساند تا معنای گوناگون حادث وخواننده با فهم وتجربه ی خویش ، به معنای خاص و ویژه ی خود برسد، که با دریافت مخاطب دیگری درتضاد و تقابل است . این تقابل وتضاد و تاخیرودرنگ دردریافت معنا،ناشی ازتوفیق نویسنده درآفرینش خلاق،عدم قطعیت،تکثرمعنا ومشارکت خواننده درتکمیل معنا ست که غایت متن مدرن ومعاصراست .
این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره زبان و ظرفیت های داستانی میپردازد.

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است.
در صورت انتشار اطلاعات جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع زبان و ظرفیت های داستانی همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره زبان و ظرفیت های داستانی میپردازد.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است.
در صورت انتشار اطلاعات جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع زبان و ظرفیت های داستانی همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع زبان و ظرفیت های داستانی همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.
برچسب:
نویسنده: نگار محمدی