ترجمه و نقد

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

ترجمه ونقد

ترجمه ونقد مقوله ای است خارج ازاراده ی مولف ونویسنده . یکی به قصد وهدف انتقال تخیل واندیشه ی مولف به دیگری یا دیگران ودومی به قصد وهدف گشوده گی متن وارزیابی ارزش هنری ودرتحلیل نهائی کشف حقیقت متکثرمتن وروح زمان درآن . ترجمه ونقد دریک زمینه نقطه ی مشترک دارند و آن دیده نشدن مترجم ومنتقد است . درترجمه هرچه مترجم پنهان تر، کیفیت کارمطلوب تراست . آنجاکه مترجم دیده نمیشود ، نویسنده میدان داراست . آنجا که نویسنده آشکارمیشود، متن برجسته میشود . درنقد نیز، منتقد باید سعی کند که حضورش را به حداقل برساند وغیرمحسوس درنقد با جریان سازی جاری باشد نه آنکه خواننده زمان خوانش نقداحساس کند که سلطه منتقد برنقد سایه انداخته وشعورخود را برترازاو پیش فرض گرفته است . به عبارت دیگر، خواننده اگراحساس کند که نقد با اراده معطف به کشف حقیقت متن نیست بلکه بنابرتخریب متن دارد، با سلب اعتماد ، آن را پس میزند و درنهایت منتقد را به بی انصافی متهم میکند . خواننده زمانی با منتقد همراه و هم رای میشود که احساس کند اراده ی منتقد معطف به کشف حقیقت متن است و ظرفیت نهفته و پنهان درآن توسط منتقد به سمت گشوده گی متن پیش میرود واوازطریق نقد به افق های نو ومرزهای گسترده ی متن دعوت میشود که درخوانش اوجایگاهی نداشته است . استفاده ازنظریه های ادبی ودرسنامه های اکادمیک وجدل های قلمی ربطی به خواننده ندارد و نباید برای مرعوب نمودن خواننده ازاین یا آن چهره مشهورسند و برهان ردیف کرد وآموخته های ادبی خود را به رخ خواننده کشید که با یک کلید کیبرد قابل دریافت ومشاهده است . منتقد باید برای خواننده درنقد ، ایجاد افق کند البته اگردرمتن افقی موجود باشد. بارها گفته شده که نقد پایه های اخلاقی –علمی دارد وجایگاهی برای بده بستان های رفیقانه یا تسویه حساب های شخصی یا گروهی نیست .ملاک ارزش هنری وساخت زیباشناسانه وروح زمانه ی است. تشابه وافتراق ترجمه ونقد اگرباشد ، اشتراک درعدم حضورمترجم درمتن است تا نویسنده دیده شود ودرنقدهم ، ما نباید حضوروسایه سنگین منتقد را ،حس کنیم . آنجا که حضورمترجم ومنتقد حس میشود حتما کاستی های بسیاردارد . اما تفاوت ترجمه با نقد آن است که ترجمه باید فقط صدای نویسنده شنیده شود ولی درنقد ، منتقد با خوانش متن ، گشایش متن میکند و راه را برای تاویل،تخیل،گسترش وکشف حجاب به منظورکشف حقیقت متن ونهایت بسوی بازکردن افق های موجود وکهکشان بی نهایت معنای متکثرفراهم میکند . نقد کاری به غایت هنری است.  این هنربه شدت متکی به دانش علمی – ساختاری ، "نظریه شناخت " ، نظریه های ادبی ، پشتوانه های تاریخی – فلسفی ، سنت ادبی ، کهن الگوها واسطوره ها است واگرمنتقد با فقدان این حداقل ها روبه روباشد قطعا کارنقد براودشواروعدم موفقیت سرنوشت محتوم اوست . با این حداقل ها، مخاطب ازطریق نقد به افق نو وگسترده ی متن ، دعوت میشود که درخوانش اوجایگاهی نداشته است . به زبان ساده تر، خواننده با خوانش نقد متوجه محدودیت دید خود ودرنتیجه بازشدن دریچه ای تازه به اندوخته های ذهنی او فراهم میکند که تا کنون به آن توجه نداشته است . گشوده گی متن ، ربطی به رمزگشائی و بازکردن گره های پیچیده ی متن ندارد . چرا ؟ زیراعبورازهزارتوی پیچیده متن، جزء لذت خواننده است و لحظات همذات پنداری اوست با متن واگر منتقد به این مسائل ورود کند درحقیقت خواننده را به سمت تنبلی ولقمه ی آماده سوق داده است که درهرحال با اهداف اولیه هنردرتضاد است . حال آنکه هدف ازنقد،تحریک ذهن عادت پذیرخواننده است به سمت تخیل ، تعقل ، لذت وباروری آن تا این مجموعه به اندیشه تبدیل شود .

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 6:40
برچسب‌ها :