متن و فردیت مولف | بلاگ

متن و فردیت مولف

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

متن و

هرمتن ادبی ، حیاط خلوت اختصاصی و منحصر به فرد مولف است که درزمان تالیف آن ، هیچ غریبه ای راه ندارد مگر از طریق ذهن وخیال نویسنده . ممکن است نویسنده چیزی بگوئید تا چیزی را پنهان کند . این مهم میتواند عامدانه باشد و یا میتواند هم نباشد . درحقیقت ذهنیت درگیر ومتاثر ، مکتوب میشود . این متن حاصل درگیری و واکنش ذهنیت اوست با هستی وهرآنچه برایش مهم وعمده میشود . به زبان دیگر، اولین خواننده ی متن خود نویسنده است . یعنی پاسخی ست به یک نیاز . سناریوی ، این ذهنیت ،درچیدمان کلمات ، لحن ، نوع شروع ، گره افکنی ، تعلیق و پایان بندی، اساس طرح وپلات و موتیف های اصلی و فرعی ِمشخصی، شکل و دوام وقوام میگیرد . ظرفیت این طرح وپلات ، دایره ی واژگان ،شگردهای بیانی – توصیفی وفرمی ، بی نهایت راه و روش را پیشنهاد میدهد . هرچه نحواین بیان و روایت ، چگونگی فرمی ، زیاد و کمی ، زیباشناسی متن ، دوری از تکرار و ساخت آشنا شکیل ترومجاب کننده ترو باورپذیرتر باشد ، لذت بیشتری را برای خواننده به همراه دارد و موفقیت اختصاصی ومنحصر به فرد مولف ، درصد بیشتری ازآن خود خواهد کرد . راوی ، نظارت ، گردش کار و قرار نویسنده را با خواننده  ، سامان وهدایت میکند . راوی و نویسنده درعین جدائی همدیگر را کامل میکنند . تشخیص صدای راوی با نویسنده کارساده ای نیست اما غیر ممکن هم نیست . ممکن است هردو موثق و قابل اعتماد باشند و ممکن است هم نویسنده و هم راوی قابل اعتماد وموثق نباشند . اعلام ونشانه ها درنقطه ی آغازین داستان ، با قرار نویسنده با خواننده درهمان کلمه ی اول داستان مشخص است . نویسنده موضوع را با ظرافت ، زیبائی و خوش فرم با استفاده از واژگان گاه قطعی ، گاه با تردید ، گاه هم این وهم آن ، با خواننده درمیان میگذارد . درگسترش و گشایش متن ، با تاخیر،درنگ ، واقعیت ها و پیش آگاهی خواننده را ،به چالش ، ویران و تبدیل به واقعیت هنری میکند و سپس با عبور از فراز و فرود های عاطفی – هنری درپایان ، به تخیل بی انتها وا میگذارد . البته این مهم در مورد متن باز صدق میکند و درمتن بسته عمومیت ندارد . گاه لازم است متن برای شروع موضوعی دیگر،الزاما بسته بماند . هیچ نویسنده ای را نمی توان برای پایان و شروع متن داستانی سرزنش کرد که چرا این گونه آغاز وآن گونه داستان را پیش برده مگر قبل از نشرعمومی مولف با منتقدی یا ویراستاری تشریک مساعی کرده باشد . هرآینه وزمان که متن منتشر شد ، از حوزه ی اقتدار مولف خارج میشود و دیگرتعلق به نویسنده وشاعر ندارد بلکه این خواننده ومخاطب ومنتقد است که با متن رودر رو قرار میگیرد . درحقیقت متن عریانی ذهنیت مولف است در پیشگاه خواننده .اگر چه موفق بوده یا نیوده . قابل اعتماد هست یا نیست . واضع است که این اعتماد وعدم اعتماد ربطی به شخصیت واقعی مولف ندارد . دراین "جهان داستان " نویسنده احساس کرده ، اگر با خواننده موثق نباشد ، صادق تراست . به زبان دیگر،این مضمون ، راوی ناموثق میخواهد . تشخیص با اوست نه کس دیگری . چون مسئولیت این متن با اوست . اما این حق برای خواننده هم محفوظ است که متن را بپسندد یا نه . پسندیدن نزد خواننده ی آرمانی و حرفه ای با خواننده ی متعارف ، هم متفاوت است . خواننده ی آرمانی یا فرهیخته ممکن است با متن درگیر ذهنی طولانی مدت شود اما خواننده ی متعارف و گاه معمولی،ممکن است ازلذت خوانش ، به علت ضعف های ساختاری و اجرای سست وشلخته ،محروم شود .هرمتنی به نیازی پاسخ گوست که نویسنده تشخیص میدهد . نویسنده ی مستقل ، جسور و دارای اندیشه و تخیل فرهیخته ، هرگز برای خوشآمد مخاطب کارش را فدای جذب این یا آن منتقد و قشر قرار نمیدهد بلکه براجرای خود پای میفشارد . منتقد نیزبرمتن حی وحاضر میتواتند قضاوت کند نه متنی که حاصل ذهن بسته ی اوست . منتقد باید به ژرفای متن راه یابد وبا اراده ی معطف به پیش داوری سراغ متن نرود بلکه به عنوان نماینده ی خواننده با اراده ی معطف به کشف حقیقت ، متن را وسعت وبا انصاف بر آسیب ها انگشت بگذارد . برای منتقد اگر چه حق پیشنهاد هم محفوظ است .               

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 22:51